محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1549
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سپس سوى تدمر رفت كه مردمش حصارى شدند سپس صلح كردند . آنگاه سوى فريقين رفت و با مردم آنجا جنگ كرد و ظفر يافت و غنيمت گرفت . آنگاه سوى حوارين رفت و جنگ كرد و هزيمتشان كرد و اسير گرفت . آنگاه سوى قصم رفت و بنى مشجعه و قضاعه با وى صلح كردند . آنگاه سوى مرج راهط رفت و در روز فصح بر مردم غسان حمله برد و كسان بكشت و اسير گرفت . آنگاه بسر بن ارطاة و حبيب بن مسلمه را سوى غوطه فرستاد كه سوى كليسايى رفتند و مردان و زنان را اسير كردند و زن و فرزند را سوى خالد آوردند . گويد : وقتى خالد از حج به حيره بازگشته بود نامهء ابو بكر پيش وى آمد كه به يرموك پيش سپاه مسلمانان برو كه به زحمت افتادهاند و كارى را كه كردى هرگز تكرار مكن . عبد الرحمان بن سياه احمرى گويد : وقتى ابو بكر خالد بن وليد را سوى عراق مىفرستاد خالد بن سعيد بن عاص را سوى شام فرستاد و همان دستورها كه به خالد بن وليد داده بود به او نيز داد ، خالد بن سعيد برفت تا به شام رسيد و همانجا بماند و مردم فراهم كرد و نيرو گرفت و روميان از او بيمناك شدند اما به دستور ابو بكر بس نكرد و از آن تجاوز كرد و روميان به تعقيب او آمدند و او را به مرج الصفر راندند . و چون آرام گرفت و از دشمن ايمن شد به سوى وى تاختند و به پسرش سعيد ابن خالد كه آب مىجست برخوردند و او را با همراهانش كشتند و خبر به خالد رسيد و گريزان شد تا در صحرا مقرى بجويد . گويد : روميان در يرموك فراهم آمدند و آنجا مقر گرفتند و گفتند : « به خدا چنان كنيم كه ابو بكر به خود مشغول شود و سپاه سوى ديار ما نفرستد . » خالد بن سعيد